اخبار شهرستان درگز | Dargaz City News

شهرستان درگز در شمال شرق ایران و دارای طبیعتی زیبا و بکر است که تاریخی کهن و با ارزش دارد

اخبار شهرستان درگز | Dargaz City News

شهرستان درگز در شمال شرق ایران و دارای طبیعتی زیبا و بکر است که تاریخی کهن و با ارزش دارد

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایران» ثبت شده است

داشتم فکر میکردم چرا باید بین زندگی دو نفر در دو گوشه ی دنیا اینقدر تفاوت باشد!

ما در مدرسه هایمان هیچوقت کلاس رقص و باله نداشته ایم.
هیچوقت کارگاه نجاری نداشته ایم.
ما هیچوقت کلاسی با تمامی آلات موسیقی نداشته ایم.
ما هیچوقت در سلف مدرسه نچرخیده ایم تا در ظرفهایمان خوراکی های خوش آب و رنگ بریزند تا با اکیپمان سر میزی بخندیم و شاد باشیم و از پسر خوش قیافه ی تازه وارد یا درمورد دختر مشهور و باهوش مدرسه صحبت کنیم
ما هیچوقت پارتی آخر سال نداشته ایم.
ما هیچوقت روز اخر مدرسه کلاه هایمان را به هوا نینداخته ایم.
ما همیشه بازخواست شده ایم!
برای ناخن هایمان
برای موهایمان
برای...
ما هرگز نفهمیدیم تمیز بودن صورت چه منافاتی با شخصیت آدم دارد!؟
ما پدرمان در آمد بس که موهایمان را ازته تراشیدیم و اوج گرما لباس های سرتاپا تیره پوشیدیم و دختران مان زیر مقنعه عرق ریختند...
ما هرگز نفهمیدیم جنس مخالف شاخ و دم ندارد و مثل ما آدم است و میتوان با او بدون فکرها و نیت های شوم دوست شد، و به او اعتماد کرد.
راستش جنس مخالف هم هرگز این را نفهمید.
ما شیرین ترین روزهای نوجوانی مان با کابوس کنکور و
بهترین روزهای جوانیمان با سربازی...
ولی کسی به ما نگفت تو دیگر ۱۷ ساله نمیشوی.
ما قربانی خواسته هایی شدیم که پدر و مادرمان هرگز به آن نرسیدند!
هیچکس به ما نگفت جامعه هنرمند بیشتر میخواهد تا مهندس...
هیچکس نفهمید شب ها با رویای ساز یا بوم نقاشی به خواب میرویم.
هیچکس به ما نگفـت موفقیت پزشکی و مهندسی و وکالت نیست...
و هیچوقت نفهمیدیم انسان بودن ربطی به با کدام پا وارد دستشویی شدن ندارد.
و...
هیچکس به ما یاد نداد عاشق شدن را...
این روزها سرزمینمان تشنه ی فهم است!
ببار ای آگاهی...
ظهور باید در جمجمه ها رخ دهد.
نه در جمعه ها...............!!!
بخدا خدا همینجاست
در دل تو در افکارت!
و صدای تو را می شود و حرفهای تو را می فهمد
نخل تنها درختی است که اگر سرش را قطع کنی می میرد، بر خلاف همه درختها که سرشان را که می زنی بار و برگشان بیشتر می شود! اما نخل ،نه! سرش را که قطع کردی ، می میرد ،مهم نیست ریشه اش در خاک سالم باشد، نخل بی سر ،می میرد .
این را اولین بار از دکتر مجتهدی استاد فلسفه دانشگاه تهران آموختم،پیر مرد همیشه می گوید ؛ فرهنگ مثل درخت نخل است ،مهم نیست ریشه ات هزاران سال در خاک تاریخ است،مهم این است که سرت هم سالم باشد!یعنی نمود فرهنگی امروز جامعه ات سالم باشد، اگر فرهنگ امروز جامعه ای بیمار شد ،آن فرهنگ می میرد... ولو هزار سال ،ریشه داشته باشد...

این فیلم بدون شرح است...

تنها باید خودتان تماشا کنید




دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 45 ثانیه 

باز هم ادامه سیاست های خارجی ذلت بار دولت در منطقه و بازهم کوچک شدن شخصیت ملت بزرگ ایران. باز هم مسخره شدن احمدی نژاد و از رو نرفتن این مرد...


 انتقام مرسی از احمدی نژاد در قرار ندادن پرچم ایران پشت احمدی نژاد

 
بر خلاف پروتکل های دیپلماتیک، هنگام دیدار محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران با محمد مرسی رئیس جمهوری مصر در قاهره، پشت احمدی نژاد پرچم ایران قرار داده نشده بود. این اقدام دولت مصر پاسخی بود به نحوه رفتار دولت ایران هنگام سفر مرسی به تهران.

هنگامی که مرسی برای شرکت در افتتاحیه اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد به تهران رفته بود، در دیدار با احمدی نژاد پشت او پرچم مصر قرار داده نشده بود. از این رو مصری ها قصد مقابله به مثل با ایرانی ها داشتند.

سفر احمدی نژاد به مصر بسیار پر حاشیه شد. در دیدار با شیخ الازهر به خاطر سیاست های جمهوری اسلامی ایران سرزنش شد و هنگام خروج از مسجدی در قاهره هم هدف حمله یک جوان سوری با لنگه کفش قرار گرفت.

حال سوال اینجاست که با چه استدلال و سیاست راهبردی رئیس جمهور تصمیم می گیرد که به مصر سفر کند؟ آیا سفر رئیس جمهور مملکتمان به جامعه ای که از سیاست های ایران در منطقه نفرت دارد و دولتی که همین چند وقت پیش به شکل تندی حملات شدیدی را علیه دولت ایران در خصوص امنیت خلیج فارس داشته است صحیح است؟

این کدام سیاست عزتمندانه خارجیست؟ چرا نخبگان به این سیاست ها و اقداماتی که بانی ذلت و آبروریزیست اعتراض نمی کنند؟ آقای احمدی نژاد از جان آبروی ملت ایران چه می خواهد؟ تا کی باید تاوان سیاست های غلط و بی خردانه را بدهیم؟ چقدر قبل از رفتن رئیس جمهورمان اطلاعات کسب کردیم از وضعیت کشور میزبان؟ چه تحلیل و بررسی ما را قانع کرد رفتنمان آبرو ریزی نیست؟ به شخصه لحظه شماری می کنم که بلای مدیریت این مرد بر این کشور هرچه سریعتر تمام شود و دعای من برای مردمان هموطنم این است که این شخص و به مانند او هرگز به عرصه قدرت در ایران باز نگردد و مردم از این بی آبرویی نجات پیدا کنند. انشاالله

در ایران ما بی خانه و کاشانه ها چه سرپناهی دارند/؟

دیگه کم کم دارم متنفر میشم از صدای مجری صدا و سیما که با لحنی شبیه انسانی که داره از تعجب شاخ در میاره خبر رو اینجوری اعلام می کنه: در آمریکا بیش از فلان نفر انسان به جمع بی خانمان ها اضافه شدند. این افراد مستضعف که از خانه و کاشانه محرومند در ماشین های خود زندگی می کنند و برای حمام و نظافت خود مجبورند به نزدیکترین اورژانس رسیدگی به بی خانمان ها مراجعه بکنند. (همین امشب این خبر رو از تلویزیون کشورمون شنیدم)

 


 

متاسفانه گروهی از زنان جامعه ما هستند که بنا به دلایلی مثل فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، فقر خانوادگی و تربیتی و... کارشان به روسپی گری و فحشا می رسد. این زنان وقتی به این کار مشغول می شوند هیچ حجب و حیا و خجالت و شرمندگی در وجود آنها باقی نمی ماند. آنها تبدیل به انسانهایی بی خجالت و بی اهمیت به نگاه و قضاوت های دیگران می شوند آنها مرتکب بدترین و زشت ترین کار جامعه شده اند و هیچکس آنان را به لحاظ شخصیتی و رفتاری نمی پسندد اما وقتی باز هم به کار خود ادامه می دهند درواقع چنان حیا و خجالت آنان می شکند که به بی حیاترین و بی خجالت ترین موجودات تبدیل می شوند.

 


 

این بی حیایی و بی خجالتی یکی از نشانه های مشترک یک زن فاحشه با یک فعال اجتماعی و سیاسی پوپولیزم است. اندیشه ای که کمر همت خود را بر فریب جامعه ی نا آگاه و توده می گذارد همزمان سنگ بنای توجه نکردن و اهمیت ندادن به افرادی را می نهد که در دایره گردش آزاد اطلاعات قرار می گیرند. پوپولیزم برای آنها نقش همان خانومی را بازی می کند که از هر حجب و حیا و شخصیتی مبراست... نه از دیگران خجالت می کشد و نه شرمی بر اوست. به راحتی تمام دروغ می گوید و کمتر از آن که فکرش را بکنید از افشای دروغش شرمگین می شود و در نهایت تمام اعمال او بی شرمانه و وقیحانه خواهد شد... طوری که قشر وسیعی از جامعه را موج نفرت و بیزاری و خشم فرا خواهد گرفت که دیگر به هیچ وجه قصد نخواهند داشت همگون و همراه هر بخشی از جامعه خود بشود که همراه و هم تراز این پوپولیزم بی آبروست و این همان شکافیست که امروز در جامعه ما نیز پیداست. ای کاش گوش شنوایی می بود. حرف من این است: دروغ چرا؟؟؟؟؟؟؟

 

فقر    مشهد

 

 تصویر فوق از یکی از خیابان های مشهد گرفته شده است. پیر زن و پیر مردی که در گوشه خیابان افتاده و دیگر برای آنان توانی جز گریستن باقی نمانده. آیا اینها هم ماشینی دارند که درون آن بخوابند؟ به عنوان یک حکومت اسلامی آیا طبق موازین شرعی و اسلامی برای این روز مردمان خود چاره ای اندیشیده ایم؟ مثلا مانند بلاد کفر و ام الفساد قرن و شیطان بزرگ و استکبار جهانی امریکا ما هم مراکز اورژانسی داریم که اگر بنا به هر دلیلی وضعیت اقتصادی یک شخص یا خانواده چنان متلاشی شد که نتوانست از پس زندگی خود بر بیاید به آنجا مراجعه کند تا تحت پوشش قرار بگیرد؟ حال اینکه ما مسلمانیم و طبق احکام واضح دینی ما حمایت از قشر مستضعف و مظلوم واجب و فرض است؟

من در این نوشته و به مانند من ها در قلب خود هرگز بین کشور و هموطن خود بیگانه را تایید نمی کنند اما از اینکه اینگونه بی بند و بار و بی حیا به شعورمان توهین می شود هم بی زاریم. به خدا قسم که حقیقت نوریست که بر دلها می تابد. انقلاب سال ۵۷ بی شک با حرف راست و حق پیروز شد. مردم که برای دروغ جان نمی دهند!!!! امروز هم همین است. مردم متنفر می شوند از این همه توهین به شعور آنها. و قلب آنان با دروغ همراه نخواهد شد