اخبار شهرستان درگز | Dargaz City News

شهرستان درگز در شمال شرق ایران و دارای طبیعتی زیبا و بکر است که تاریخی کهن و با ارزش دارد

اخبار شهرستان درگز | Dargaz City News

شهرستان درگز در شمال شرق ایران و دارای طبیعتی زیبا و بکر است که تاریخی کهن و با ارزش دارد

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «محمد خاتمی» ثبت شده است

در کوران حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در ماه سوم پرحادثه سال، «دوم خرداد» از آن رو ماندگار شده است که آغار دوره ای جدید در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران و مبداء شگل گیری گفتمانی جدید شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری را می توان یکی از پرشورترین و رقابتی ترین انتخاباتی دانست که پس از دوران ابتدای انقلاب و سال های دفاع مقدس، در پایان دولت آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد.

برای نخستین بار بود که نسل جوان و زنان نقشی تعیین کننده و جدی در عرصه انتخابات ایفا کردند و انتخابی را رقم زدند که به مثابه تحولی شگرف تحلیلگران، سیاستمداران و جامعه شناسان را به خود خیره کرد؛ گواه این امر نیز صدها جلد کتاب و مقالات متعددی است که در سالهای پس از این انتخابات که مقام معظم رهبری به آن «حماسه تاریخی» لقب دادند به رشته تحریر درآمد.

گزافه نیست اگر بگوییم برداشت و تحلیل سیاسیون در مورد همین انتخاب مردم در دوم خرداد 1376 بود که مسیر سیاست ایران در سال های بعد را شکل داد.

گرچه امروز گفتمان دوم خرداد در آستانه بیست سالگی بسر می برد و پس از آن گفتمان های «عدالت» و امروز «اعتدال» مطرح شده اند، اما کسی منکر نیست که شعارها و اهداف مطرح شده در دوم خرداد کماکان به عنوان یک گفتمان جدی و پشتوانه یکی از جناخ های اصلی کشور همچنان پررنگ است.

جماران به مناسبت نوزدهمین سالگرد دوم خرداد 76 سه روایت از آن انتخاب را منتشر می کند که خواندن آنها خالی از لطف نیست.

روایت اول از آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی است که آن روزها در حال به انجام رساندن کارها برای تحویل دولت به جانشین بعدی ساختمان سفید پاستور بود؛ روایت دوم از علی محمد بشارتی وزیر کشور آن روزها و مجری انتخابات است و سوم هم سید عمادالدین خاتمی فرزند منتخب دوم خرداد و یکی از جوانان نسل سوم انقلاب است که روایتی از آن حال و هوای خانه در آن روزهای حساس بازگو می کند.

گفتم اجرای شعارهایتان دردسر دارد

...«غافلگیرکننده بود. بدین معنا که تا اواخر دوران تبلیغات انتخاباتی برداشت ناظرین غیر از این چیزی بود که به وقوع پیوست ولی برای ما که از هفته های قبل در جریان افکارسنجی ها بودیم غافلگیرکننده نبود».

شعار سید محمد خاتمی «توسعه سیاسی» بود و هاشمی رفسنجانی پیش از پیروزی اش در انتخابات با او از این سختی ها سخن گفته بود؛ «اواخر دوره من آقای خاتمی پیش من آمد. هنوز کاندیدا نشده بود. مشورت کرد که کاندیدا شود و بعد هم گفت که می خواهم روی قانون گرایی و توسعه سیاسی تأکید کنم و شعارهایم این خواهد بود. من یک مقدار توضیح خواستم که این قانون گرایی و توسعه سیاسی چیست؟ مثلا مگر الان خلاف قانون عمل می شود؟ دیدم منظورش از قانون گرایی چیزهای دیگری است. همچنین توسعه سیاسی را تعریف کرد. من گفتم اینها رأی دارد و اگر کسی این مسائل را مطرح کند، مردم به او رأی می دهند. اما اجرای آن می تواند، برای شما دردسر جدی داشته باشد و در پایان کار نمی توانید به وعده هایتان عمل کنید. با تحربه علمی خودم این را گفتم. چون ما از اول پیروزی انقلاب افکاری داشتیم. در زمان مبارزات تفکر روشنی داشتیم و حرفهایمان را هم گفتیم و کم نیست ولی در عمل دیدیم این گونه نیست. ما خیلی آرمانی فکر می کنیم. فضای انقلاب و مردم، مخصوصا نیروهای وفادار به انقلاب و بدنه اصلی به گونه ای است که رهبری و امام در نظراتی که دارند، ناچار هستند به حوزه ای دینی این بخش از جامعه ملاحطه کنند».

(گفت و گوی روزنامه جمهوری اسلامی و صادق زیباکلام با آیت الله هاشمی رفسنجانی. منبع: کتاب زندگی و زمانه آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ جعفر شیرعلی نیا)

  خبر پیروزی پدرم را روحانی داد

به گزارش جماران، سید عمادالدین خاتمی در مهرماه 1392 در گفت و گو با «تاریخ ایرانی» حس و حال دیدن پدر در کسوت کاندیداهی انتخابات و سپس ریاست جمهوری در سنین کودکی را شرح می دهد:

در ۹ سالگی، دیدن عکس و پوستر پدر روی دیوارهای شهر چه حسی برای شما داشت؟ خودتان در تبلیغات برای انتخاب پدرتان مشارکت داشتید؟

 لحظات هیجان‌انگیزی بود. من کمابیش به ستاد انتخاباتی خیابان به‌آفرین و خیلی از میتینگ‌ها می‌رفتم. بیشتر همراه با خواهرم و به بخش زنان ستاد می‌رفتم. شام غریبان امامزاده صالح که درگیری مختصری در آن اتفاق افتاد یا سخنرانی فائزه هاشمی در ورزشگاه شهید افراسیابی را یادم هست. دیدن آن همه شور و شوق و شعار حمایتی خیلی هیجان‌انگیز بود. خانه ما یک انباری کوچک داشت که با پوسترهایی که از ستاد می‌آوردم، آنجا را به ستاد کوچکی برای خودم تبدیل کرده بودم.

 تغییر شرایط خانواده برای شما در آن سن خوشایند بود؟

 برای من عجیب بود که چرا مادرم از این اتفاق خوشحال نیست. برایم سؤال‌برانگیز بود که با این همه توجه و ابراز محبتی که می‌شد، دلیل ناراحتی مادرم چه بود. ولی کم کم این تغییرات را حس کردم. دو شب مانده به انتخابات که ستاد به‌آفرین را پلمب کردند، یکی از محافظین به خانۀ ما زنگ زد و گفت بهتر است شما شب را در هال کنار هم بخوابید تا اگر اتفاقی افتاد پیش هم باشید. البته برای کودکی ۹ ساله مثل من، خوابیدن در هال خانه جذابیت داشت، اما شروع درک تغییرات جدید بود. از سوم خرداد ۷۶ مردم خیلی به خانۀ ما که آن زمان در خیابان پاسداران بود می‌آمدند. افراد مختلفی از شهرستان‌ها می‌آمدند، مثلا ساعت ۶ صبح زنگ می‌زدند که ما آمدیم آقای خاتمی را ببینیم. ما هم تجربه این شرایط را نداشتیم. در دوره انتخابات تعداد محافظین را زیاد کرده بودند و از خرداد تا مرداد که محل خانه را تغییر دادیم، عده‌ای از محافظین در زیرزمین خانه ما مستقر شده بودند. آن‌ها هم تجربۀ این وضعیت را نداشتند که مردم به این شکل به خانه بیایند. با وجود محافظین، حس بودن غریبه در خانه را داشتیم.

 مردمی که می‌آمدند خواسته‌ای داشتند؟

 نمی‌دانم خواسته‌شان چه بود اما یادم هست که بعضی وقت‌ها شب نمی‌رفتند و تهیه شام برای آن‌ها تبدیل به معضل می‌شد.

  مراجعین اعضای ستاد انتخاباتی در شهرهای مختلف بودند یا مردم عادی؟

 هم اعضای ستاد بودند و هم مردم عادی. خیلی‌ها گوسفند قربانی کرده بودند و به خانه ما می‌آوردند. جالب‌تر اینکه بعضی‌ها می‌گفتند ما نذر کردیم که اگر آقای خاتمی رئیس‌جمهور شود، گوسفند قربانی کنیم اما حالا پول نداریم، لطفا خودتان قربانی کنید به فقرا بدهید. یا زنگ می‌زدند می‌گفتند ما نذر کردیم که به تعداد رای ایشان صلوات بفرستیم، الان ما توانسته‌ایم ۳ هزار صلوات بفرستیم، بقیه‌اش -۲۰ میلیون- را شما بفرستید.

 تصویری که از رئیس‌جمهور داشتید، برای شما در آن سن و سال چگونه بود؟ به قول عامیانه‌اش فکر می‌کردید پدرتان چه کاره شده است؟

 با ذهن آن موقع فکر می‌کردم‌‌ همان وزارت است که قبلا داشت، اما کمی سرش شلوغ‌تر است و مردم بیشتری او را می‌شناسند و بیشتر دوستش دارند.

 وضعیت شما در مدرسه و نگاه هم‌کلاسی‌ها چطور بود؟

 آن موقع روزهای امتحانات بود، من چند دقیقه به مدرسه دیر رسیدم. بعدا از هم‌کلاسی‌هایم شنیدم که به هم گفته بودند عماد حالا که پدرش رئیس‌جمهور شده، معلم خصوصی می‌گیرد و به مدرسه نمی‌آید. هم‌کلاسی‌ها و دوستانم ابراز خوشحالی می‌کردند. افراد زیادی هم بودند که ادعای دوستی می‌کردند و علاقه داشتند نزدیک شوند.

در همان مدرسه ماندید؟

 بله، من از اول دبستان تا پیش‌دانشگاهی در یک مدرسه بودم.

 در خانواده چقدر به رئیس‌جمهور شدن پدرتان امیدوار بودید؟ خاطره‌ای هم در فیس‌بوک نوشتید که صبح سوم خرداد ۷۶ اولین کسی که به خانه شما زنگ زد و تبریک گفت، حسن روحانی بود. این خبر قابل باور بود؟

 آقای روحانی که تماس گرفت و به مادرم گفت، مادرم به حالت تعجب خندید که چطور می‌شود؟ خوش‌بین نبودیم به اعلام پیروزی، البته با توجه به شور اجتماعی در بین مردم احتمالش می‌رفت که این نتیجه حاصل شود بویژه با اقبالی که به ایده پدر برای سفر با اتوبوس به کل کشور شد، اما فکر نمی‌کردیم که این نتیجه اعلام شود.

 

حدس من ساعت ١١ روز جمعه این بود که خاتمی برنده خواهد شد

به گزارش جماران، علی محمد بشارتی وزیر کشور دولت سازندگی در گفت و گو با «شرق» به سوالاتی در مورد سمت و سوگیری مسئولان اجرایی انتخابات، نظرسنجی ها و روز برگزاری انتخابات پاسخ می دهد که نکات جالبی دارد.

او می گوید:

.....آقای هاشمی من را به خاطر اینکه راست یا اصولگرا هستم انتخاب نکرد. عملکردم را دیده بود. در آخرین سمینار قبل از دوم خرداد، من خدمت مقام معظم رهبری گفتم من آخرت خودم را به دنیای هیچ‌ کسی نمی‌فروشم، هر کسی از صندوق بیرون آمد اسمش را می‌خوانم، آقا هم صحبت من را تأیید و تصدیق کردند. همین بود که در مجلاتی مثل گل‌ آقا نوشتند: «بنویسید خاتمی بخوانید ناطق»، یعنی هیچ‌ کس باور نمی‌کرد. کیومرث صابری فومنی دوست ما بود. من بابت همین به او گله هم کردم.

 به این دلیل که شما بالاخره متمایل به آقای ناطق بودید این انتظار می‌رفت که شاید نگاه شما در انتخابات تأثیرگذار شود.

بله، فکر می‌کردند چون من اصولگرایم و آقای ناطق هم اصولگراست، پس آقای ناطق از صندوق بیرون می‌آید.

 آقای تابش معاون شما بودشنبه هشت صبح سوم‌ خرداد گفت ما پیش‌بینی می‌کنیم که انتخابات دومرحله‌ای شودشما خاطرتان هست؟

من یادم نیست. اما آنچه مهم‌تر از حرف آقای تابش است این است که ساعت یک نیمه شب، آقای ناطق زنگ زد گفت چه خبر؟ گفتم شیخ رأی نیاوردید. گفت پس من چه کار کنم؟ گفتم اگر می‌خواهی نامت به بزرگی در تاریخ ثبت شود، در اطلاعیه‌ای پیروزی آقای خاتمی را تبریک بگو. ایشان هم با مشاور خودش آقای نویسی مشورت کرد و اطلاعیه داد. آن چیزی که برای من محرز بود، این بود که این بار برخلاف توقع، اتفاقی در حال شکل‌گیری بود.

 یعنی توقع شما کاملاً این بود که اسم آقای ناطق از صندوق بیرون بیاید.

بله، ما دو تا بولتن روزانه داشتیم. یکی را برای آقا و یکی را برای آقای هاشمی می‌فرستادیم. نظرسنجی‌ها تا روز مثلاً ٣١ اردیبهشت مشخص نمی‌کرد که کدام برنده قطعی خواهند بود. ولی این‌طور هم نبود که تصور شود آقای ناطق دو سوم آرا را خواهد برد. روز دوم خرداد، آقای مهاجرانی که معاون پارلمانی بود، آمد به ستاد انتخابات و من از او سؤال کردم پیش‌بینی شما چیست؟ گفت به نظر من انتخابات دومرحله‌ای خواهد شد.

 شما به عنوان وزیر کشور چه زمانی به این استنباط رسیدید که برنده نهایی آقای خاتمی است؟

حدس من ساعت ١١ روز جمعه این بود که آقای خاتمی برنده خواهند شد. فرمانداری‌ها قلب تپنده انتخابات هستند. وقتی خبرها از آنجا می‌رسید - بدون اینکه وارد ماهیت موضوع شویم - گرایش‌ها را می‌دیدیم و بررسی می‌کردیم و متوجه می‌شدیم که آرا به سمت آقای خاتمی است. قبل از اینکه همه اعلام کنند من آقای هاشمی را صدا کردم. خواب بود. خانمش گفت آشیخ‌ اکبر خواب است. گفتم بیدارش کن. اولین خبر را من به آقای هاشمی دادم.

 واکنش آقای هاشمی چه بود؟ چه کار کردند؟ می‌خواهیم بدانیم خوشحال شدند یا عکس‌العمل خاصی نشان ندادند؟

خیلی خوشحال شدند. به دلایلی که الان جای شرحش نیست؛ ولی آقای هاشمی از انتخاباتی که ما برگزار کردیم لذت برد.

به نظر می‌رسد وزارت کشور توانست مدیریت خوبی هم بر اتفاقات دوران انتخابات داشته باشدمثلاً «کارناوال عصر عاشورا» یا مثلاً حواشی دیگری که رخ می‌داد را چطور مدیریت کردید.

حالا شما وارد آن موارد نشوید.

  یک نکته‌ای که می‌تواند به شما مربوط باشد فهرست نامزدهاست.

با آرای باطله ما پنج رأی در مصاحبه‌ای اعلام کردیم. برای همین هم آقای ری‌شهری که دوست ما هم هست، بدشان آمد.

 چون آرای باطله از میزان رأی آقای ری‌شهری بیشتر بود؟

آرای باطله چهارم بود. بالاخره من وزیر بودم باید اعلام می‌کردم. شاید برای شما الان سخت باشد باورش که با وجود اینکه من با آقای ناطق صمیمی بودم، اصلاً دلم نمی‌خواست ناطق یا خاتمی رأی بیاورند. دلم می‌خواست هر کسی که مردم دوست دارند، رأی بیاورد. این را من در محضر خدا می‌گویم. خاطره‌ای هم از آقای ناطق برای شما بگویم. در مجلس اول ١۵ نفر از نماینده‌ها رفتیم به کوبا برای اجلاس بین‌المجالس. شبی ١٠ هزار دلار هزینه هر ویلا بود. ٣٠٠ هزار دلار برده بودیم و خاطرمان جمع بود کم نداریم اما بالاخره باید امانتداری می‌کردیم. برای همین ویلاها را پس دادیم و فقط یک ویلا گرفتیم و هر چهار نفر در یک اتاق ماندیم. من، آقای ناطق، آقای ولایتی و آقای دکتر زرگر در یک اتاق بودیم. یک روز آقای ناطق، بعد از نماز من را هل داد گفت ناراحت نباش عمر سفر کوتاه است. گفتم من در فکر سفر نیستم ولی خیلی ناراحتم. آقای ولایتی باور کرد، آمد کنار جانماز من گفت چه اتفاقی افتاده است؟ وقتی هر سه آمدند، گفتم علت دارد. من شهرستانی باید با سه نفر دهاتی هم‌اتاق شوم! ناطق اهل نور است، به آقای ولایتی هم گفتم تو هم که اهل رستم‌آبادی. هر سه‌شان روستایی بودند و خندیدیم. این ویلا یک استخر داشت، آقای ناطق همه را می‌گرفت می‌انداخت در استخر. آقای موسوی تبریزی همراه ما بود، یک عبای خاشیه گران‌قیمتی داشت که اگر آب به آن می‌رسید از بین می‌رفت. او همیشه آن را بر تن می‌کرد تا آقای ناطق نتواند او را داخل استخر بیندازد. اما یک روز آقای ناطق بالاخره او را با عبا داخل آب انداخت. آقای موسوی تبریزی هم ناراحت شد با همه قهر کرد. به آقای ناطق گفتم باید یک کاری کنید. بالاخره آقای ناطق هم با شوخی و خنده کاری کرد که آقای موسوی تبریزی هم کوتاه آمد.

 ولی فهرست نامزدها به ترتیب حروف الفبا باید باشد ولی نام آقای ناطق اول بودآیا وزارت کشور نقشی در آن داشت؟

نه، این‌طور نبود. قانون می‌گوید باید به ترتیب حروف الفبا باشد. شاید در یک روزنامه این‌طور منتشر کرده بودند.

نه، فهرست انتشاریافته از سوی وزارت کشور این‌طور بود و محل بحث شد. یکی از دلایلی که می‌گفتند گل‌ آقا آن طنز را ساخت، هم همین بود.

نمی‌دانم، الان حضور ذهن ندارم. شاید آن زمان هنوز این قانون نبود. اصل موضوع اما چیز دیگری است. قانونمند بودن یعنی وابسته نبودن. چون وابسته بودن معذوریت‌هایی ایجاد می‌کند که فرد را از جاده عدالت خارج می‌کند. آقای ناطق از ما توقع نداشت به نفع او رأی بخوانیم اما توقع داشت که از آرایش صیانت شود و الا نه من خانه ایشان می‌رفتم و نه ایشان خانه من آمده بود. آقای ناطق هم برای خودش یک جایگاهی قائل بود که افکار عمومی آن را قبول نداشت. من به او این را گفتم و کمی هم به او برخورد. وقتی آن شب به او گفتم که رأی نیاوردی خیلی خبر تعجب‌آوری برایش بود. ضمن اینکه من با آقای خاتمی اصلاً ارتباطی نداشتم که به او زنگ بزنم بگویم سید، رأی آوردی. وظیفه من نبود. در داخل ولی واکنش‌ها زیاد بود. آن‌هایی که طرفدار آقای خاتمی بودند خوشحال بودند. طبعاً آن‌طرفی‌ها هم احساس نگرانی می‌کردند. آقای جنتی تا یک نصف شب در ستاد انتخابات بود. در عوض آقا تشکر بالابلندی از وزارت کشور کردند، اما حاصلش چه شد؟ حاصل این شد که آقای خاتمی نیامد از این فرصت استفاده کند بگوید مردمی که به من رأی دادند فقط اصلاح‌طلبان نیستند، اصولگرایان هم هستند. همه مشاوران، استانداران و وزیران را از نیروهای چپ انتخاب کرد. عنصری مثل احمد خرم، استاندار من بود. این چپ چپ افراطی است یا آقای صوفی یا عبدالعلی‌زاده؟ این‌ها از چپ رد شده بودند. اسم این اصلاح‌طلبی نیست.

 یعنی شما معتقدید از اصولگراها افراد زیادی به آقای خاتمی رأی داده بودند؟

بی‌شک. مملکت ما ٢٠‌ میلیون اصلاح‌طلب دارد؟

 چرا نداشته باشد؟

باید شما دلیل بیاورید. ما یک مورد انتخابات سال ٧۶ را داشتیم، انتخابات مجلس پنجم هم بود. باید همه را کنار هم گذاشت. آقای خاتمی یک عنصر باعاطفه، صمیمی، باادب، متواضع و خوش‌مشرب است. هر وقت هنوز من را می‌بیند تا کمر خم می‌شود. من چه کرده‌ام؟ چه گلی به سرش زده بودم؟ در نگاه چپ‌ها جایی برای راست‌ها وجود ندارد، ولی آقای خاتمی این‌طور نگاه نمی‌کرد. بعد از دوم خرداد، هاشمی دیگر رئیس‌جمهوری نبود و کابینه را دکتر حبیبی اداره می‌کرد. یک روز زنگ زدند که آقای خاتمی می‌گویند بیایید دفتر ایشان. من گفتم عرف این است که اگر کسی درخواست ملاقات دارد، ملاقات‌شونده باید وقت دهد. اگر آقای خاتمی درخواست ملاقات دارد باید از من بخواهد وقت تعیین کنم من که درخواست نکرده‌ام. گفتند این توهین به رئیس‌جمهوری منتخب است. خلاصه بعد دوباره تماس گرفتند گفتند آقای خاتمی گفته است فلانی هر وقت، وقت داشت بیاید، گفتم بگویید دوشنبه دو هفته بعد وقت دارم. وقتی من رفتم اولاً عمامه‌اش را برداشت و صندلی‌اش را گذاشت پایین صندلی من و باقلوای شهرشان را به من تعارف کرد. هر محبت و صمیمیتی بود دریغ نکرد. گفت من از شما استدعا می‌کنم یک دور با هم همکاری کنیم. گفتم نه. گفت چرا؟ گفتم من با شما توچال هم می‌آیم، اما با گروه شما نه. نمی‌گذارند من با شما باشم. گفت این‌طور نیست. گفتم وقتی کار شروع شود معلوم می‌شود. گفت سفیر شو. گفتم ١٠ سال قائم‌مقام وزیر خارجه بودم. گفت وزارت علوم، وزارت کشور، آموزش و پرورش؟ گفتم نه. گفت خواهش من این است که ماهی یک‌ بار بیایید اینجا. گفتم نه. گفت فصلی یک‌ بار یک نامه ادیبانه بنویسید. گفتم نه. هر کس بود جوش می‌آورد. رئیس‌جمهوری بود و ٢٠‌ میلیون رأی داشت. عده‌ای این‌ها را قاطی می‌کنند. یعنی شخصیت افراد را با موضع‌گیری سیاسی خلط می‌کنند. متوجه نیستند که آقای خاتمی شخصیتش یک چیز است و مواضعش یک چیز دیگر، چون نمی‌توانند تفکیک کنند نمی‌توانند ایشان را به عنوان یک دوست بپذیرند.

منبع: جماران

پایگاه اطلاع رسانی شهرستان درگز - تندرو های احمدی‌نژاد: کاری کنید خاتمی قانونا نتواند حرف بزند!
چندی پیش بود که رئیس جمهور روحانی از تمام جریان‌های سیاسی خواست گذشته را ورق نزنند و کاری به کسی که قوه قضائیه او را محکوم نکرده است، نداشته باشند و اجازه بدهند که کشور مسیر آرام خود را طی کند تا مردم به دور از دعواهای سیاسی روزهای خود را سپری کنند. اما گویی برخی نان خود را در این حاشیه سازی می‌بینند. امروز 10 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تذکری عجیب به وزیر دادگستری از وی خواستند که اهتمام بیشتری در مورد حکم حکم ممنوع التصویر، ممنوع الخروج و ممنوع البیان بودن آقای خاتمی توسط قوه قضاییه داشته باشد.

سید محمد خاتمی

این تذکر به خوبی نشان می‌دهد که چه کسانی و با چه اهدافی به دنبال هم زدن حوادث سیاسی ایران در میان مردم هستند. پژمان‌فر، کائیدی، کوثری، آشتیانی، حسینی، آلیا، موسوی نژاد، حسینیان و بذرپاش، از نمایندگان منتسب به جبهه پایداری، در تفکر خود معتقد به نقش خاتمی در حوادث سال 88 هستند و اعتقاد دارند که او از رهبران حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 است و این درحالی است که قوه قضائیه تا کنون حکمی را در قبال خاتمی صادر نکرده است . حتی هیچ یک از روسای قوا و شخصیت‌های برجسته کشور از خاتمی به عنوان عامل آن حوادث نام نبرده‌اند.

درخواست‌های این 10 تن از وزیر دادگستری، در حالی مطرح می‌شود که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان از مهم‌ترین اصول است و به تمام افراد کشور اجازه داده شده است که در چارچوب قانون و اسلام سخن بگویند و اندیشه‌های خود را تبیین کنند. حالا برخی نمایندگان که خود باید تبلور قانون اساسی در کشور باشند، در اقدامی عجیب از یک وزیر می‌خواهند زمینه ساز ممنوع البیان شدن، رئیس جمهور پیشین ایران شوند، کسی که به ادعای بسیاری از فرهیخته ترین چهره‌های سیاسی و فرهنگی کشور است.

این نمایندگان دم از ممنوع الخروج بودن خاتمی می‌زنند بدون اینکه بگویند چرا باید خاتمی ممنوع الخروج باشد. آیا آنها از این می‌ترسند که خاتمی به خارج برود و دیگر برنگردد؟ یا اینکه از این وحشت دارند که خاتمی به مجامع خارجی برود و به تبیین چهره‌های اصیل اسلام و نظام جمهوری اسلامی بپردازد و ابر بدبینی که دوستان این نمایندگان در دولت گذشته ایجاد کرده‌اند را رفع کند؟ به نظر می‌رسد آنها از مقبولیت بیشتر خاتمی در مجامع جهانی وحشت دارند.

سید محمد خاتمی

این درحالیست که علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نیز ممنوع الخروجی خاتمی را بدعتی از سوی دولت احمدی نژاد دانسته بود و گفته بود « من فکر می کنم که دولت احمدی نژاد در برخی موارد عادات بدی داشت که این هم یکی ازآنها بود و فکر می کنم که این مسئله به آسانی قابل حل است.» اظهاراتی که گویای آن است که فردی در جایگاه علی لاریجانی نیز این رویه را بر نمی تابد و مخالف این گونه اقدامات سلبی علیه مسئولان نظام است.

سید محمد خاتمی

نشان دادن چهره خاتمی در فیلم تبلیغاتی حسن روحانی نیز به خوبی نشان داد که رئیس جمهور پیشین ایران، ممنوع التصویر نیست و او می‌تواند در مجامع عمومی سخن بگوید و هیچکس حق ندارد او را محکوم کند و مانع انتشار تصویرش در رسانه‌های گوناگون شود. انتخابات سال 92 و حمایت خاتمی از حسن روحانی و نقش او در رای آوردن رئیس دولت یازدهم، نشان می‌دهد که مردم برخلاف این ده نماینده فکر می‌کنند و آنها اعتقاد دارند که خاتمی یکی از کارگزارن جمهوری اسلامی ایران است و هیچ کس نمی‌تواند او را از این حلقه خارج کند.

در کنار مردم اما برخی دیگر دوستان این آقایان از جریان اصول گرایی نیز هنوز از سید محمد خاتمی به عنوان یک چهره قابل احترام و فرهنگی یاد می‌کنند. برنامه شناسنامه که جمعه‌ها از شبکه سه پخش می‌شود که اجرای آن برنامه نیز به عهده مجری معروف نزیک به یک جریان خاص است سعی کرد با پرسیدن نظر مهمان خود در مورد خاتمی، ذهن مردم را به این سمت بکشاند که خاتمی علت اصلی حادثه 88 بوده است، اما بسیاری از مهمانان این برنامه از خاتمی به عنوان یک چهره فرهنگی یاد کردند تا تیر این گروه به سنگ بخورد.

محسن اسماعیلی، از اعضای شورای نگهبان از مهمانان این برنامه در مورد خاتمی می‌گوید:« شخصیت نجیب و فرهیخته که به موضع گیری‌های شفاف نیازمند است». مرضیه حبیب چی نیز می‌گوید:« ایشان انسان فرهنگی و خوبی هستند. انشاالله زحماتی که برای انقلاب کشیدند مورد لطف خدا قرار بگیرد.» حسین مظفر نماینده اصول گرای مجلس نیز در مورد خاتمی می‌گوید:« من برای شخص آقای خاتمی احترام زیادی قائلم، انسان مودب و فرهخیته ای است»

سید محمد خاتمی

غفوری فرد نیز او را فرزند آیت‌الله سید روح الله خاتمی می‌داند. همانطور که مشاهده می‌کنید، اصول گرایان نیز از خاتمی به نیکی یاد می‌کنند درست برخلاف برخی نمایندگانی که سعی می‌کنند خاتمی را مقصر اصلی حوادث سال 88 بنامند. بازخوانی ریا مردم به حسن روحانی نشان می‌دهد که که آنها از دست افراط گری‌ها به اعتدال پناه بردند و پیام واضح خود را به گوش آقایان رساندند. اما گویی این پیام هنوز توسط برخی آقایان دریافت نشده است. دیگر شعار خاتمی و فتنه، داستان نخ نما شده‌ای است .

در آخر بازهم خالی از لطف نیست سخنان روحانی در مورد بازگشت عده‌ای به گذشته را مرور کنیم:« اینقدر گذشته را یاد نیاوریم. برخی سرشان را به پشت گرفته اند راه می روند. ما می ترسیم اینها زمین بخورند. حالا یه وقت کاری شد چیزی بود بگذریم تمام کنیم. هی می خواهیم کش بدهیم و بادش کنیم. در این کشور هر کس جرمی کرده قوه قضائیه ببرد محاکمه کند. اگر نگرفتی یعنی پاک است ولش کنیم. اگر کسی دستگیر نشده و در خیابان راه می رود یعنی گناهی و جرمی نکرده. صبح تا شب متهم نکنیم»

(مصطفی داننده - نامه نیوز)

 

-----------------------------------------------

پینوشت:

امام خمینی(ره): در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند

ده نماینده پیرو خط مصباح یزدی در تذکری در مجلس: خاتمی را ممنوع البیان و ممنوع الخروج کنید!
ملت ما با وعده هایی به شرح ذیل از سوی امام خمینی(ره) رهبر فقید انقلاب اسلامی، به میدان انقلاب وارد شد و با تقدیم شهدای بزرگواری رژیم دیکتاتوری شاهنشاهی را ساقط و جمهوری اسلامی را تأسیس کرد:

 

امام خمینی:

«یک. در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند.(1)
دو. در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند.(2)
سه. ما حکومتی را می‌خواهیم که برای این که یک دسته می گویند «مرگ بر فلان کس»، آن ها را نکشند.(3)»

اینک 36 سال پس از پیروزی انقلاب و تأسیس جمهوری اسلامی، کسانی مجلس شورای اسلامی را که باید مدافع دموکراسی و حقوق ملت و آزادی بیان باشد، به تسخیر خود درآورده اند که با تذکر به وزیر دادگستری خواهان تحدید آزادی بیان برای شخصیتی جلیل القدر مانند حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی فرزند فاضل امام خمینی(ره) شده اند!

 

به گزارش خبرگزاری ها٬ یک‌شنبه (۱۵ تیر) تذکری از سوی حسین سبحانی‌نیا٬ عضو هیأت رئیسه مجلس در صحن علنی مجلس به شرح ذیل قرائت شده است:

تذکر ۱۰ نماینده مجلس به وزیر دادگستری دولت روحانی:

در اجرای حکم ممنوع‌البیانی خاتمی جدیت داشته باشید
۱۰ نماینده مجلس در تذکری کتبی از مصطفی پورمحمدی٬ وزیر دادگستری خواسته‌اند در اجرای حکم ممنوع‌التصویری، ممنوع الخروجی و ممنوع البیانی محمد خاتمی توسط قوه قضائیه، اهتمام جدی داشته باشد.

جواد کریمی‌قدوسی٬ اسماعیل کوثری٬ فاطمه آلیا٬ مهرداد بذرپاش٬ نصر‌الله پژمان‌فر و روح‌الله حسینیان از جمله نمایندگانی هستند که این تذکر را به پورمحمدی داده‌اند.

بسیاری از این نمایندگان عضو «جبهه پایداری» هستند که از سوی محمدتقی مصباح‌یزدی رهبری می‌شود و در حال حاضر جدی‌ترین جریان منتقد و مخالف دولت حسن روحانی را نمایندگی می‌کند.

1. مصاحبه با روزنامه هلندی دی ولکرانت، 7 نوامبر 1978،صحیفه نور، ج4ص 364 و همچنین صحیفه نور، ج3، ص48
2. پاریس در مصاحبه با سازمان عفو بین‌الملل، 19 آبان 57
3. پاریس در مصاحبه با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۱۳۵۷